جعفر شهرى باف
64
طهران قديم ( فارسى )
آن كوچهء تكيه دولت « 108 » قرار داشت و سپس مقدارى با اعوجاج ديوار چينهاى انبار ارك و بعد از آن دكان ( قلمدانساز ) « 109 » كه مقابل در سبزهميدان بود و كمى عقبتر از آن دكان استاد رمضان سلمانى و بعد از آن دروازهء توپ مرواريد يا سر در نقارهخانه تا به چهارراه گلوبندك مىرسيد كه اينها همه در شمال خيابان قرار داشتند و جنوب آن بازار مسجد شاه با ديوار شمالى دكانهاى ( بازار عطرفروشها ) و ( بازار مسگرها ) و ( بازار مرغىها ) و در دهانهء سبزهميدان و ( بازار گلوبندك ) به طرف خيابان مذكور تا به چهارراه گلوبندك مىرسيد . همه اين بازارها بعدا خراب و ضميمهء خيابان گشته نام جباخانهء آن مبدل به ( بوذرجمهرى غربى ) شده اولين خيابان شرقى - غربى اين قسمت گرديد ، و عنوانهاى زير كه سر لوحهء مطالب آن مىباشد . قهوهخانه قنبر بانى اين قهوهخانه سياه حبشىئى به نام قنبر از غلامان اندرون بوده كه آن را محل اجتماع سياهها مينمايد و سپس در اختيار اسماعيل نامى كه چايى بدهش بوده قرار مىگيرد . كه او نيز به همان نام قنبر شناخته شده مكانش از قهوهخانههاى مشهور مىشود . قابل ذكر است كه در آنزمان سياهها جمعيت قابل توجهى از مردم تهران را تشكيل مىدادند كه در هر خانهء بزرگ و صاحب مقام و تاجر و متمولى حد اقل چند نفر زن و مرد در آن خدمت مىكردند كه چگونگيش در محل خود ذكر مىشود . اما سبب رسيدن قهوهخانه به اسماعيل كه بعدها به نام حاج اسماعيل قنبر ناميده مىشد هم آن بود كه ابتدا مردم سفيد پوست بومى به جهت تفريح و سر بسر گذاشتن سياهها كه زبان مسخره و قيافهاى ناموزون داشتند در آن قهوهخانه جمع مىشدند و
--> ( 108 ) . تكيهاى اپرامانند ، در چهار طبقه به صورت مدور كه آن را ناصر الدينشاه اسما براى عزادارى آل عبا و رسما براى تفريح و شنيدن موزيك و آواز و ديد زدن زنها وسيلهء دوربين و امثال آن ، و محل نوعى درآمد كه شرحش خواهد آمد ساخته بود ، با ظرفيتى در حدود بيست هزار نفر . ( 109 ) . جراحى كه قبلا شغل قلمدانسازى داشته ، سپس دسترسى به چند نسخهء معالجهء زخم و جراحت پيدا نموده جراح شده ، به همان نام قلمدانساز معروف مىشود .